«خوابگرد» نویس ولایت و یک فقره گاف «عظما» – علیرضا خالوکاکایی

 

جناب خوابگردنویس ناخواسته اعتراف می‌کند که جوانان شورشی ایرا‌ن‌زمین برای لاطائلاتی از این قبیل تره هم خورد نمی‌کنند؛ گله‌‌مند است که چرا نسل‌های جدید کتاب او را به پشیزی نمی‌خرند و به «جنایت مجاهدین»! آگاهی پیدا نمی‌کنند


دستگاه عریض و طویل شیطان‌سازی خامنه‌ای، برای از دور خارج کردن دشمن اصلی خود (مقاومت مشروع و آلترناتیو دموکراتیک) به شگردهای مختلف دست می‌زند. در این زمینه، با هزینه‌کردن مبالغ هنگفت برای به‌کارگیری نویسندگان یا شبه‌نویسندگان، خبرنگاران و روزنامه‌نگاران، گردانندگان سایت‌ها و شبکه‌های مجازی و تهیه‌کنندگان مستند‌ تلویزیونی، سازندگان فیلم، به اندازه کافی آشنا هستیم.

استفاده از دادگاه‌های نمایشی برای محاکمهٔ ۱۰۴تن از کادرها و اعضای مجاهدین یکی از این شگردهای سوخته است که در جلسه‌های آن به محصولات این قبیل افراد استناد می‌شود. این محصولات – چه برای استفاده در داخل ایران،‌ چه برای استفاده در خارج – تا آنجا سخیف، نامعتبر، آکنده از جعل و تحریف و وارونه‌نمایی است که قابل استفاده در هیچ مرجع حقوقی نیست. کارکرد آن مشوب‌کردن اذهان و ایجاد خوراک تبلیغاتی برای سایت‌های زرد و رسانه‌های فیک است.

یک نمونه از این شیطان‌سازیها، اشک تمساح ریختن برای کودکان مجاهدین تحت عنوان «کودک – سرباز» است. در این یادداشت نشان داده خواهد شد که این اتهام چگونه از زیر قبای ولایت بیرون می‌تراود و پاسداران سیاسی خارجه‌نشین آن را بلغور می‌کنند.

اتهام افتخارآمیز مجاهدین

در جریان دادگاه نمایشی خامنه‌ای برای محاکمهٔ ۱۰۴ تن از مجاهدین، «صفاء تبراییان» یک باصطلاح دکتر و نویسندهٔ ادعایی رژیم در یک فقره گاف عظما، مطلبی را به زبان آورد که گره‌گشای اتهام «کودک – سرباز» به مجاهدین است. در حرفهای او دقت کنید:

«در ۱۰ اسفند سال ۱۳۶۹ منطقه‌ای در عراق به نام عامریه بمباران شد. در پی این حادثه سازمان ۹۰۰ کودک را از اعضا خانواده آن‌ها جدا کرد و به اروپا فرستاد. این جنایات قابل پذیرش نیست. سازمان مجاهدین اعضای خانواده‌ها را از هم جدا می‌کرد. در این برهه زمانی سازمان در عراق دارای چندین زندان بود. سازمانی که برای اعضای خودش ۱۰ زندان تأسیس کرده بود با مردم عادی چه رفتاری می‌کرد.» (خبرگزاری میزان. ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۳)

این «پژوهش‌گر حوزهٔ نفاق»! جرم بزرگ مجاهدین را فرستادن ۹۰۰ کودک به اروپا در بحبوحهٔ بمباران «منطقهٔ عامریهٔ عراق» می‌داند. چه کشف عجیبی! چه اتهام بزرگی!

بمباران عامریه، واقعه‌یی در جنگ خلیج است که در جریان آن جنگنده‌های «لاکهید اف۱۱۷» آمریکا با دو موشک لیزری و نقطه‌زن پناهگاه «العامریه» در بغداد را مورد هدف قرار دادند. ۴۰۸تن از شهروندان عراقی که ۲۶۱ تن از آنان زن و ۶۲ نفرشان کودک بودند، در این بمباران جان خود را از دست دادند. گناه مجاهدین این است که در چنان شرایطی که آتش از آسمان و زمین می‌بارید و خشک و تر را هدف قرار می‌داد، در یک اقدام افتخارآمیز و تاریخی، کودکان حاضر در قرارگاه اشرف را با به جان خریدن هزینه‌های گزاف و به خطر انداختن کادرهای ارزشمند در یک پروژه سنگین به اروپا فرستادند تا در آن جنگ مهیب آسیبی به آنان وارد نیاید.

نمونه‌هایی از انتقال کودکان در جنگ به نقاط امن

انتقال کودکان و افراد آسیب‌پذیر در جنگ‌ها به خارج از منطقه جنگی، پیشینه‌یی طولانی دارد. یک قلم انتقال ۱۰۰۰ کودک یهودی از لهستان، چکسلواکی، دانتسیگ، اتریش و آلمان به بریتانیا و نیز انتقال بیش از ۷۰۰۰۰ کودک فنلاندی به سوئد را در جنگ جهانی دوم نام برد. در این جنگ، این موضوع تا آنجا فوری، حیاتی، انسانی و دارای اهمیت بود که یک سازوکار نجات به نام «Kindertransport»، مسئولیت آن را به‌عهده گرفت و بین سال‌های ۱۹۳۸ تا ۱۹۴۰ هزاران کودک یهودی پناهنده را از آلمان و سرزمین‌های تحت اشغال این کشور به بریتانیا و مکان‌های امن منتقل کرد.

با این‌همه در جریان جنگ جهانی دوم، آلمان نازی در حدود یک و نیم میلیون کودک یهودی،‌ دهها هزار کودک کولی و پنج تا هفت‌هزار کودک آلمانی معلول و روانی را به قتل رساند. بسیاری از این کودکان یا در اردوگاه‌های مرگ و تیرباران‌های جمعی جوخه‌های مرگ آینزاتس گروپن سلاخی می‌شدند یا به‌عنوان سوژه‌های آزمایش مورد سوء استفاده قرار می‌گرفتند.

مجاهدین در جنگی که متعلق به آنها و خلق‌شان نبود، چه باید می‌کردند آیا می‌گذاشتند جگرگوشگان‌شان در بمباران‌های کور قطعه قطعه می‌شدند یا مورد آسیب‌های شدید روانی و غیرقابل جبران قرار می‌گرفتند؟!

***

سخن در این زمینه زیاد است و آیندگان بیشتر در این باره خواهند نوشت، اما آنچه در این یادداشت مورد مداقه قرار می‌گیرد، کشف آبشخور اتهام کودک – سرباز به مجاهدین است. این موضوع نیاز به فراست چندان ندارد. آنچه را که «نویسندگان حوزهٔ نفاق» [بخوانید هارترین شکنجه‌گران و بازجویان] تولید می‌کنند، از سوی پاسداران صادراتی این رژیم به خارج مانند مزدور نفوذی، ایرج مصداقی و همگنان او نشخوار و بازنشخوار می‌شود. عبرت‌انگیز اینکه آنها درست همان کدها و واژ‌گانی را به‌کار می‌برند که تولید‌شده وزارت بدنام و شکنجه‌گران آن است؛ مانند: «فرستادن کودکان به خارج»، «استفاده از کودک – سرباز در جنگ» و «زندان‌سازی در مناسبات» و… یعنی حتی به خودشان زحمت نمی‌دهند یا این اجازه را از «مقام عظمای ولایت»! ندارند که برای سفیدسازی و ردگم‌کنی هم شده، تغییری در آنها بدهند.

«خوابگرد»نویس ولایت

«صفاء‌الدین تبراییان» که هرزه‌درایی‌های بی‌ارزش و ادعاهای بی‌اعتبار او در کتابی به نام «خوابگردها» مورد استناد دادگاه ۱۰۴ قرار گرفته، متولد عراق و یکی از نوچه‌های حسن نصرالله است. او خودش نوشته است که وقتی در یک محیط علمی صدایش می‌زنند تا جایزه‌یی را به او بدهند، عکس سرکرده حزب‌الشیطان را به سینه‌اش می‌زند و روی سن می‌رود تا مراتب خوش‌خدمتی و مجیزگویی خود را به ارباب برساند. این آدم را خامنه‌ای برمی‌دارد و به‌عنوان «استاد، نویسنده و پژوهشگر معاصر در بارهٔ تاریخ مرجعیت و حوزه‌های علمیه»! باد می‌کند تا علیه مجاهدین به‌کار گیرد.

در مراسم رونمایی از کتاب «خوابگردها»ی او در تاریخ ۶ شهریور ۱۳۹۲ ببینید چه اوباشی حضور دارند. از روی خبر منتشرشده رژیم می‌خوانیم:

«کتاب خوابگردها که مجموعه اسناد ارتباط گروهک تروریستی منافقین با نهادهای اطلاعاتی و نظامی عراق بین سالهای ۱۳۵۸ تا ۱۳۸۱است، رونمایی شد.


روح‌الله حسینیان، صفاءالدین تبرائیان، مزدور خدابنده و حیدر مصلحی

 این کتاب را دکتر صفاءالدین تبرائیان گردآوری کرده و مرکز اسناد انقلاب اسلامی آن را منتشر کرده است.

در مراسم رونمایی از این کتاب که در فرهنگسرای اندیشه برگزار شد، حیدر مصلحی وزیر سابق اطلاعات، روح الله حسینیان رئیس مرکز اسناد انقلاب اسلامی، (ابراهیم) خدابنده… و صفاء‌الدین تبرائیان نویسنده این کتاب و جمعی از خانواده‌های شهدای ترور حضور داشتند.»

سوء استفاده از نام «خوابگردها»

کتابی که «اره و اوره ..» در یک قاب، به رونمایی از آن پرداخته‌اند، ارزش پرداختن و موشکافی ندارد. نویسنده برای آن که چنین کتابی را در دنیای ژورنالیسم و تبلیغات به جای یک اثر معتبر قالب کند، [که [بله ما هم …»!] از نام رمان درخشان نویسنده و شاعر اتریشی آلمانی زبان «هرمان بروخ» به نام «خوابگردها» به‌صورتی ناشیانه تقلید کرده است. برخی صاحب‌نظران، سه‌گانه «خوابگردها»ی بروخ را جزو ۱۰اثر ادبی برتر تاریخ ادبیات می‌دانند. «خوابگرد»‌نویس ولایی بیسواد‌تر از آن است که حتی یک‌بار این اثر را خوانده باشد. او در یک مصاحبه، نام کتابش را برگرفته از کتاب «خوابگردها»ی «آرتور کستلر» در بارهٔ تاریخ کیهان‌شناسی و ستاره‌شناسی در غرب می‌داند. کتابی که نویسندۀ آن معتقد است اکتشافات در علم از طریق فرایندی شبیه راه‌رفتن در خواب به‌وجود می‌آیند؛ کتابی که به تاریخ نجوم پرداخته و یک اثر علمی است.

خبرنگار حکومتی از این چماقدار به‌اصطلاح نویسنده می‌پرسد:

«چرا اسم «خوابگردها» را برای کتاب خودتان با موضوع مجاهدین خلق انتخاب کردید؟

تبراییان: خوابگردها به معنای افرادی است که در خواب به‌صورت ناخواسته برمی‌خیزند و راه می‌روند و کارهایی انجام می‌دهند که واقعا انگار در این عوالم نیستند؛ من اسم خوابگردها را از کتابی با همین نام از آرتور کوستلر اقتباس کردم؛ البته اسم این رمان‌ بسیار شناخته‌شده خوابگردان است؛ دلیل من از انتخاب اسم خوابگردها برای کتابی که درباره مجاهدین خلق است، در واقع استفاده از یک اسم رمز است؛ با وجود این، زیرعنوان کتاب مشخص می‌کند که مطالب کتاب درباره ارتباط سران مجاهدین خلق با ساواک و نهادهای امنیتی رژیم بعث عراق است»! (خبرگزاری میزان. ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۳)

اعتراف جناب «خوابگرد»نویس

جالب است که جناب خوابگردنویس وقتی در معرض سوال دیگری قرار می‌گیرد ناخواسته اعتراف می‌کند که جوانان شورشی ایرا‌ن‌زمین برای لاطائلاتی از این قبیل تره هم خورد نمی‌کنند؛ گله‌‌مند است که چرا نسل‌های جدید کتاب او را به پشیزی نمی‌خرند و به «جنایت مجاهدین»! آگاهی پیدا نمی‌کنند:

«تجربه ناخوشایندی که ما داریم، این است که اطلاعات و تجارب به درستی به نسل بعد منتقل نمی‌شود؛ ما در کشور مشکل بی‌توجهی به کتابخوانی داریم؛ ما باید درباره جنایت‌های مجاهدین خلق صحبت کرده و به افراد در این باره آگاهی بدهیم؛ این تبیین‌ها باید انجام شود؛ در عین حال، باید کاری کنیم که نسل جدید از جنایت‌های مجاهدین خلق آگاهی یابند، چراکه این افراد متأسفانه همچنان اسم یک تشکیلات را یدک می‌کشند.» (همان منبع)

او حسرت‌به‌دل تحقق آرزویی است که امام کفن پاره آن را به گور برد. دیر نیست که خامنه‌ای و خوابگردنویسان و شیطان‌سازان و رله‌کنندگان شیطان نیز با همین آرزو روانه گور شوند.


برگرفته از سایت ایران‌ افشاگرایران‌ افشاگر






ارسال یک نظر

0 نظرات

Pagination Scripts Facebook SDK Overlay and Back To Top