این غزل را در سال ۱۳۶۰ در وضعیتی سرودم که روزها و شبهای متمادی -از گزند گزمههای غیه…
ادامهاینجا شهریست آسمانش، نفس آبی دریاکاران سقف بامش آرزوهای بلند خفته در ساحل…
ادامهدل من همیشه شاعر نیست اما میتواند همیشههای جاری را نیز شاعر باشد [این را ا…
ادامهای تو احساس سحر، ای تو سپیدارترین! ای تو سمبل كه تو سردار، دو بردارترین! اشرف هر …
ادامهخواهد آمد روزی كه انسان، برادر انسان خواهد شد در رقابت برای صعود عدالت بر سکوی دانا…
ادامه
یادداشت
هر چه می نویسم پنداری دلم خوش نیست و بیشتر آنچه در این روزها نبشتم، همه آن ا…
ادامه
شبکههای اجتماعی